close
تبلیغات در اینترنت
چكيده كتاب چه كسي پنير مرا جابجا كرد؟

چكيده كتاب چه كسي پنير مرا جابجا كرد؟

چكيده كتاب" چه كسي پنير مرا جابجا كرد؟

شخصيت هاي داستان:

اسنيف و اسكوري: موش هائي هستند كه ساختمان فكري ساده دارند و مسائل را خيلي ساده و راحت مي نگرند.

هم و ها: دو موجود آدم نما هستند كه ساختار فكري پيچيده تري دارند و مسائل را زياد از حد تحليل مي كنند.

پنير: چيزي كه در زندگي مي خواهيم داشته باشيم يا در حال حاضر داريم. مثل پول، پست، رابطه، آزادي ...

كه اغلب وقتي آنرا بدست آوريم به آن سخت دلبسته مي شويم و سعي مي كنيم تغييري در آن بوجودنيايد كه مجبور به تلاش براي بدست آوردن يكي ديگر باشيم.

هزارتو: جائي كه براي رسيدن به پنير خود فعاليت مي كنيد مثلا جامعه، اداره، منزل، ...

.....................................

حكايت درباره ۴ موجود به اسامي گفته شده است كه در يك هزارتو، يك پنير بزرگ پيدا مي كنند و تا مدتها مشغول استفاده از آن هستند. موش ها در حين استفاده از پنير مرتب آنرا وارسي مي كنند و متوجه كم شدن آن در طول زمان مي شوند ولي دو تا آدم نما چنان غرق لذت از داشتن آن پنير مي شوند كه فكر مي كنند آن پنير تا ابد برايشان باقي مي ماند و با خيال راحت از آن استفاده مي كنند.

يك روز كه براي مصرف پنير مراجعه مي كنند مشاهده مي كنند كه پنير غيب شده و از آن خبري نيست.

موش ها همانگونه كه با وارسي هاي هميشگي پنير، انتظار تمام شدن آنرا داشتند سريعا آنجا را ترك مي كنند و در هزارتو جستجو مي كنند و يك پنير بهتر پيدا مي كنند در حاليكه آن آدم نماها كه از فقدان پنير غافلگير شده بودند عصبي و نگران شدند و بدنبال علت غيب شدن آن پنير بودند و دچار ياس ونا اميدي گرديدند. يكي از آنها متوجه شد كه با نشستن و فكر كردن چيزي بدست نمي آورند و بايد بدنبال پنير ديگري بگردند. ديگري از ترس گم شدن در هزارلا با او همراه نشد و نهايتا وقتي گرسنگي به او فشار آورد ناچار شد او هم جستجوي موقعيت جديد را شروع كند.

بدين ترتيب آن دو نفر هم با جستجو در هزارتو پنير جديد و بهتري را پيدا كردند ولي اينبار انتظار گم شدن و تمام شدن آن پنير را داشتند. لذا ضمن استفاده از آن پنير جديد، موقعيت هاي جديد را هم جستجو مي كردند و حتي در اين جستجو ها پنير هاي بهتري هم پيدا مي كردند.

نتايج داستان:

1_ اين ها حكايت سازمانهاي ما هستند كه پرسنل به وضع موجود عادت مي كنند و خلاقيت در كار را فراموش مي كنند و فكر مي كنند كه اوضاع هميشه همينطور باقي مي ماند در حاليكه ممكن است هر لحظه اتفاق جديدي بيفتد و رقبا ما را له كنند. لذا بايد پنير را دائما بو كرد تا متوجه كهنگي آن شد و فرصت جديد (پنير جديد) را پيدا كرد.

2_ بايد انتظار هر گونه تغييري در شرايط را داشته باشيم و فكر نكنيم كه اوضاع هميشه همانگونه كه هست باقي مي ماند. لازمه اش اين است كه دائما اطراف را بو بكشيم و تغييرات را پيش بيني كنيم (پنير را دائما بو كنيد تا متوجه كهنه شدن آن شويد) و خود را براي مقابله با آن آماده كنيم.

3_ تغييرات هميشه رخ مي دهند. آنها دائما پنير را جابجا مي كنند. انتظار تغيير را داشته باشيد.

4_ امنيت، در گرو آگاهي داشتن از محيط اطراف است نه حبس كردن خود در شرايط راحت و شرايط موجود.

5_ در دنياي جديد كه تغيييرات و سرعت پيشرفت رقبا سريع شده است مي بايست با حركت و تكاپوي پيشبرنده، تغييرات را پيش بيني كنيم و حتي خودمان آنرا بوجود آوريم و برگ برنده ميدان رقابت را در دست داشته باشيم.

6_ مثال: با ورود ماشين هاي خارجي به عرصه بازار داخلي كشور، ايران خودرو مي توانست دو رويكرد داشته باشد. يكي اينكه از ورود رقباي جديد ماتم گرفته و كاسه چه كنم بدست بگيرد و همان پيكان سابق را در رقابت با ماشين هاي جديد توليد كند (كه مطمئنا به شكستش مي انجاميد) و ديگر اينكه متوجه تغيير بازار گردد و خط توليد را تغيير دهد. پيكان (پنير) دچار بدبوئي و كهنگي شده بود و براي زنده ماندن در بازار رقابت، مي بايست آنرا رها كرد و ماشين (پنير) جديدي پيدا كرد.


نظرات

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
: