close
تبلیغات در اینترنت
8 اشتباه انسان‌های باهوش انجام می دهند

8 اشتباه انسان‌های باهوش انجام می دهند

8 اشتباه انسان‌های باهوش انجام می دهند
همه ما درطول زندگی عادت ‌های غیر مفیدی پیدا می‌كنیم كه ما را از رسیدن به هدف اصلی زندگیمان دور می‌كند و معمولاً در این دنیا كه با سرعت شگرفی پیش می‌رود، حتی متوجه نمی‌شویم كه همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتكب می‌شویم. برای اینكه زندگیمتوازن و مفید داشته باشید باید طولانی مدت در كاری كه راضیتان می‌كند تلاش نموده واز اشتباهاتی كه در زیر عنوان می‌گردد دوری كنید.
این 8 اشتباه انسان‌های باهوشاست و نشانتان می‌دهیم كه چطور از این اشتباهات در امان بمانید:

-1 آنها مشغول بودن را با مفید بودن اشتباه می‌گیرند.
سرعتتان را كندتركنید و این را به یاد بیاورید: بیشتر چیزها هیچ اهمیت خاصی ندارند. مشغول بودنمعمولا یك شكل تنبلی ذهنی است. به خاطر همین است كه می‌گویند عاقلانه ‌تر كار كنیدنه سخت‌تر.
فقط كافی است كه یك نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها كه از همه مشغول‌ ترند بازده كمتریدارند.
افراد پرمشغله همیشه وقت كم می‌آورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر كار، كنفرانس، میتینگ،جلسات كاری و از این قبیل هستند. معمولاً كم پیش می‌آید كه وقت كافی برای خانواده ودور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.
برنامه پرمشغله‌شان باعث می‌شود احساس مهم بودن كنند اما این فقط یك توهم است.
راه‌حل: سرعت تان را كمتر كنید. نفس بكشید. تعهداتتان را مرور كنید. كارهای مهم را اول برنامه بیاورید. هر زمان فقط یك كار را انجام دهید. از همین حالا شروع كنید. هر دو ساعت یكبار یك وقفه كوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تكراركنید.
-2 وقتشان را صرف دنبال كردن یك دستاورد ساختگی می‌كنند.
رشد شخصی مسئله‌ای درست است. رشد شخصی یك دستاورد است. اما تا زمانیكه واقعی باشد. مشكل اینجاست كه فشار برای رشد كردن به همراه خود، انگیزه برای راحت تر كردن آن رشد می‌آورد. یااگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، برای ساده ‌تر به نظر رسیدن رشد.
بازی‌های رشد كه دستاوردهای ساختگی دارند را در اینترنت بارها می‌بینید. خیلی از آنها حاوی محصولات و خدماتی هستند كه توسط اسامی معروفی مثل Facebook و Twitter فراهم می‌شوند. هركدامیك زیربنای روانی دارند كه از یك بازی رشد پر از دستاوردهای ساختگی حمایت می‌كنندجمع ‌آوری امتیازهایی كه به فایده موردنظر آن محصول یا خدمات نزدیكباشد.
بله، هركدام ازآنها اگر به تعادل و باهدف استفاده شوند، یك هدف منطقی به دنبال دارد. اما بیشترافراد اینقدر خود را درگیر سیستم امتیازهای آن بازی می‌كنند كه آن دلیل اصلی وقانونی كه بخاطر آن شروع به استفاده از آن محصول یا خدمات كردند را به كلی فراموشمی‌كنند.
اگر این بازی رافقط برای سرگرمی انجام می‌دهید، و از آن آگاهید، عالی است و هیچ اشكالی ندارد. امااگر هدفتان به دست آوردن دوستان بیشتر و بیشتر و بالا بردن تعداد دوستان و دنباله‌روهایتان فقط برای دست یافتن به آن است، دستاوردهایتان كاملاً ساختگیاست.
به همین دلیل خیلی مهم است كه ذهنتان را روی كاری كه می‌كنید و دلیل انجام آن تمركزدهید.
راه‌‌حل: ازخودتان بپرسید: آیا این فعالیت یك تغییر مثبت و محسوس در زندگی من یا فردی دیگرایجاد می‌كند؟ آیا لازمه یك هدف واقعی است؟ آیا به نظرم اشكالی ندارد كه اینكار رافقط به خاطر اینكه از انجام آن لذت می‌برم انجام می‌دهم، فارغ از اینكه فكر كنم برای خودم یا دیگری فایده دارد یا نه؟
-3 یاد می‌گیرند یك كار را چطور انجام دهند اما هیچ وقت انجامش نمی‌دهند.
متاسفانه فقطتعداد كمی از آدم‌ها طوری زندگی می‌كنند كه به آن موفقیتی كه همیشه در رویاهایشانبوده دست پیدا كنند و این یك دلیل ساده دارد:
بقیه هیچ وقت واردعمل نمی‌شوند!
علم‌آموزی به این معنا نیست كه رشد می‌كنید. رشد زمانی اتفاق می‌افتد كه چیزهایی كه می‌دانیدزندگیتان را تغییر دهند. بیشتر آدم‌ها در سردرگمی كاملند. در واقع آنها زندگینمی‌كنند. فقط روزها را می‌گذرانند و هیچوقت كاری كه لازم است را انجام نمی‌دهند (یعنی دنبال كردن آرزوهایشان).
مهم نیست كه نابغه باشید یا دكترای فیزیك كوانتوم داشته باشید، اگر عمل نكنید نمی‌توانید كوچكترین تغییری در زندگیتان ایجاد كنید. بین دانستن خالی و دانستن و عمل كردن تفاوت زیادیوجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بی‌ ارزش هستند. به همین سادگی!
راه‌حل: موفقیت درتصمیم به زندگی كردن—جذب خودتان در فرآیند دنبال كردن اهدافتان— نهفته است. پستصمیم بگیرید و وارد عمل شوید.
-4 برای بررسی پیشرفتشان معیار سنجش درستی ندارند.
نمی‌توانید چیزیكه به درستی آن را نسنجیده ‌اید ، كنترل كنید و چیزی كه می‌سنجید آینده شما راتعیین می‌كند. اگر چیزهای درستی را بررسی نكنید نسبت به فرصت‌هایی كه برایتان پدیدار می‌شود كور می‌شوید.
تصور كنید كه دركار تجاری كوچكی كه انجام می‌دهید، مقرر كنید كه میزان مدادها و گیره های كاغذ كه مصرف كردید را حساب كنید. آیا این منطقی است؟ خیر! چون مدادها و گیره‌ های كاغذمعیار خوبی از چیزهای مهم برای یك تجارت نیستند. مدادها و گیره‌های كاغذ هیچ تاثیریدر درآمد، رضایت مشتری، رشد بازار و از این قبیل ندارند.
اجازه بدهید به عنوان یك مثال عینی از فروشگاه اینترنتی اسم ببریم. بیشتر صاحبان این سایتها كه ازآن راه زندگی خود را می‌گذرانند، تعداد مشتركین RSS خود را اولین معیار موفقیت سایتشان قلمداد كرده و به دقت آن را بررسی می كنند اما نمی دانند كه تعداد مشتركین RSS یك معیار حیاتی نیست زیرا بیشتر این مشتركین درصد فعالیت بسیار پایینی در سایت میزبان و تولید كننده درآمد آن دارند.
اینكه چه چیز رابسنجید آینده شما را پیش بینی می‌كند. باید چیزهایی را بسنجید كه مستقیماً به هدف اولیه شما مرتبط باشد.
راه‌حل: رویكردمناسب این است كه بفهمید هدف اصلی تان چیست و بعد چیزهایی كه مستقیماً در رسیدن به آن هدف دخیل هستند را بسنجید. در مورد مثال سایت تجاری، هدف باید اخذ درآمد از طریق سایت باشد و چیزهای كمی كه ارزش بررسی را دارند تعداد كلیك‌هایی است كه روی تبلیغات، نرخ‌های تبدیل مرتبط، نرخ‌های تبدیل محصولات داخل و فیدبك مشتری/خواننده واز این قبیل می‌باشد.
توصیه ما این است كه برای تعیین هدف اصلی تان وقت بگذارید، بعد مهمترین موارد برای بررسی كردن راتعیین كرده و بعد بلافاصله شروع به بررسی كنید. به طور هفتگی اعداد را یادداشت كرده و از آن اطلاعات برای ایجاد یك نمودار روند رشد هفتگی یا ماهانه استفاده كنید تاپیشرفتتان را ارزیابی كنید. بعد عملكردهایتان را بنا به پیشرفت بیشتر توسعه دهید.
-5 درگیر ایده آل سازی همه چیزمی‌شوند.
خیلی از ما ایده آل گرا هستیم. معیارهای بالایی برای خودمان در نظر می‌گیریم و بیشترین تلاشمان رامی‌كنیم. زمان و توجه زیادی را صرف كار/علاقه‌ مان می‌كنیم تا استانداردهای شخصی مان را بالا نگه داریم. عشق ما به بهترین‌ها باعث می‌شود دست به تلاش‌های بیشتر بزنیم،هیچ ‌وقت دست از كار نكشیم و هیچ وقت از پا ننشینیم. و این اختصاص دادن كامل خود بهایده آل ها به ما كمك می‌كند به نتیجه دلخواه مان برسیم. البته تازمانی كه این روشما را اسیر خود نكند.
اما وقتی اسیرایده آل گرایی شدیم چه اتفاقی می‌افتد؟
وقتی نتوانیم به استانداردهایی كه برای خودمان تعیین كرده‌ایم برسیم، ناامید و دلسرد می‌شویم ونمی‌توانیم با چالش های جدید روبه‌رو شویم و یا حتی كاری كه شروع‌ كرده‌ایم را تمام كنیم. اصرار ما برای رساندن همه چیز به منتهای درجه عالی بودن باعث تاخیرهای زیاددر كارها، استرس شدید و نتیجه نامطلوب می‌شود.
ایده آل گراهای واقعی كارها را سخت شروع می‌كنند و برای اتمام آنها هم بسیار سختی می‌كشند.
راه‌حل: دنیای واقعی هیچ پاداشی به ایده آل گراها نمی‌دهد، دنیا به كسانی پاداش می دهد كه كارهارا انجام می دهند. تنها راه برای انجام كارها این است كه 99% مواقع ایده آل انجام ندهیم. فقط با سالها تمرین و غیرایده آل انجام دادن كارهاست كه می‌توانیم به بارقه‌هایی از ایده آل دست پیدا كنیم. پس تصمیم بگیرید، وارد عمل شوید. از نتیجه كار درس بگیرید و این روش را بارها و بارها انجام دهید. این بهترین راه برای دست یافتن به ایده آل هاست.
-6 قبل از اینكه برای یك فرصت وارد عمل شوند صبر می كنند تا 100% برای آن آماده گردند.
این مورد تا حدودی به مورد بالا مرتبط است اما نكاتی دارد كه باید جداگانه درمورد آن بحث شود.
یكی از مهم ترین چیزهایی كه می‌بینیم افراد باهوش را عقب می‌اندازد بی‌میلی خودشان برای قبول كردن فرصت‌ها فقط به این دلیل است كه تصور می‌كنند برای آن آمادگی ندارند. به عبارت دیگر، تصور می‌كنند كه به دانش، مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارند تا بتوانند برایآن فرصت اقدام كنند. متاسفانه، این طرز فكر جلوی پیشرفت رامی‌گیرد.
واقعیت این است كه وقتی موقعیت و فرصتی پیش می‌آید هیچ كس هیچ وقت آماده نیست. چون بیشتر فرصت‌های زندگی ما را مجبور می‌كند از نظر احساسی و عقلی رشد كنیم. این فرصت‌ها باعث می‌شوداز منطقه امن مان پا را فراتر بگذاریم و این یعنی اول كار احساس راحتی چندانی نخواهیم داشت. و وقتی احساس راحتی نكنیم، احساس آمادگی هم نمی‌كنیم.
راه‌ حل: یادتانباشد كه فرصت‌های استثنایی برای رشد و پیشرفت فردی بارها و بارها در طول زندگیاتفاق می‌افتد. اگر می‌خواهید در زندگیتان تغییر مثبت ایجاد كنید، باید از این موقعیت‌ها استفاده كنید، حتی اگر صد در صد احساس آمادگی برای آن ندارید.
-7 خود را با انتخاب‌های زیاد اشباع می‌كنند.
در قرن 21 كهاطلاعات با سرعت نور حركت می‌كند و فرصت‌های تغییر و پبشرفت به‌نظر بی‌ انتهامی‌رسد، برای انتخاب روند زندگی و كار با موقعیت های مختلفی روبه‌رو هستیم. امامتاسفانه، زیاد بودن گزینه‌های انتخاب معمولاً موجب بی‌تصمیمی، سردرگمی و بی‌حركتیمی‌شود.
تحقیقات مختلف درمورد كار و بازاریابی نشان داده است كه وقتی مشتری با انتخاب ‌های مختلفی ازمحصولات روبه‌رو باشد، خرید كمتری می‌كند. مطمئناً انتخاب از بین سه گزینه بسیارراحت‌تر از بین سیصد گزینه است. اگر تصمیم برای خرید كردن سخت باشد، بیشتر افرادخسته شده و دست از خرید می‌‌كشند. همانطوری كه در كلاسهای ریزپردازنده گفته ام رشدعلم كامپیوتر مدیون یك نگرش بود! نگرش ساده انگارانه از عملیات سی پی یو و حذف یكمرحله از سه مرحله كار آن.
به همین ترتیب اگرشما هم خودتان را در معرض تعداد گزینه‌ های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاهتان خسته می‌شود.
راه‌حل: اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگی تان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیاتهر انتخاب نكنید. چیزی را انتخاب كنید كه فكر می‌كنید برایتان مناسب است و آن راامتحان كنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب كنید و پیش بروید.
-8در زندگی خود تعادل ندارند.
اگر از این آدم‌هابخواهید آنچه كه از زندگی می‌خواهند را برایتان خلاصه كنند، آن را در كلماتی مثل عشق ، موفقیت ، خانواده ، شناخت ، آرامش ، خوشبختی و امثال آن خلاصه می‌كنند. اماهمه اینها چیزهایی كاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدم‌ها همه آن را در زندگیشان می‌خواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدم‌ها برای رسیدن به این اهداف، زندگیشان رادرست متعادل نمی‌كنند.
كسی را می‌شناسم كه سال گذشته با یك سرمایه ناچیز، یكصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد كسب كرداما وقتی با من درد و دل می‌كرد می‌گفت كه افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدمگفت چون تنها و خسته است و وقت كافی برای خودش اختصاص نداده است.
یك نفر دیگر را هم می‌شناسم كه همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج ‌سواری است. او از آندسته آدم‌های مثبت اندیش بسیار شاد است كه همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما دریك وَن می‌خوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمی‌توانم با اینكه این مرد همیشه شادبه نظر می‌رسد داستان زندگیش را یك زندگی موفق بدانم.
اینها دو سبك‌زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیون‌ها زندگی دیگر هم مثل اینها وجوددارد.
راه‌حل:
وقتی زندگی كاریتان (یا زندگی اجتماعی تان، خانوادگی تان و از این قبیل) پرمشغله باشد وهمه انرژی تان در آن نقطه متمركز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم می‌خورد. با اینكه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر می‌خواهید كارها درست انجام شود، بایدابعاد مختلف زندگی تان را متعادل كنید. اینكه یك بُعد زندگی را فراموش كرده و بیشتروقتتان را صرف یك بُعد زندگی كنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهدداشت.


نظرات

نظرات وبلاگ
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
ایمیل * (برای عموم نمایش داده نخواهد شد)
پیام شما :
شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
:
نظر خصوصی
کد امنیتی :
: